تبلیغات
❤¸¸.•*¨*• صیاد دلها •*¨*•.¸¸❤ - 4
❤¸¸.•*¨*• صیاد دلها •*¨*•.¸¸❤
سه شنبه 20 دی 1390
نویسنده : yegane .7514
    


ویـراستـار تمـامــ ِ جمـع هایمــ را جـُدا نـوشت؛ آدمـ‌ هــا ... ایـن‌ هــا ... آن‌ هــا ...
چشمــ ‌هــا ... دست ‌هــا ... و گفـت:
فقـط ×قـَلبـهــا× می‌تـوانـند بـه همــ چـسبیـده بـاشنـد!


✿❤❦

پ.ن: من دارم با جد و آبادم می جنگم که با تو بمونم!!
اونوقت تو میگی آدم به هیچ قیمتی نباید رو حرف خونوادش حرف بزنه؟!




نوع مطلب :
برچسب ها :



درباره وبلاگ


بس که دیوار دلم کوتاه است .
هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد،
به هوای هوسی هم که شده
سرکی می کشدو می گذرد…


♥❦✿❤

رالـــــــــــــــــــــــــــــــ,
آبنبات چوبیـــــــــــــــــ,
گریه کردنـــــــــــــــــــ,
کتاب خوندنــــــــــــــــ,
رو لبه جدول راه رفتن,
با خدا حرف زدنـــــــــــ,
کتاب درسی آتیش زدن,
غروب آفتابـــــــــــــــــــــ,
هلاک کردن بعضیا

♥❦✿❤


فرداست که چشم باز کنی
و آن شکننده ترین را
که امانت بود
خرد شده
روی خاک پیدا کنی.
آن اتفاقی که به روی زمین افتاد دل من بود!
پای زخمی ات را دریاب دل من برگ نبود
دل من آینه بود !

♥❦✿❤

نبودنت را دارم با ساعت شنی اندازه می گیرم.
اكنون ...
یك صحرا گذشته است

مدیر وبلاگ : yegane .7514
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
********