تبلیغات
❤¸¸.•*¨*• صیاد دلها •*¨*•.¸¸❤ - 22
❤¸¸.•*¨*• صیاد دلها •*¨*•.¸¸❤
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391
نویسنده : yegane .7514

در آستانه شهریور یک...

به زودی امتحانات ترم دوم؛
شب های کذایی بی خوابی،
یک سالن پر از صندلی
و من و یک برگه ی خالی زیر یک خودکار آبی...
بغضم می ترکد...
سرم را روی دسته ی صندلی می گذارم
هر چه می دانم زیر لب می گویم؛
اعتراف سختی ست...
گلویم می سوزد،
 فکر نمی کردم برای خود من نیز شکستی پیش رو باشد؛
خسته شدم بس که سراغت را گرفتم و تو بی خیال من با دیگران بودی...
فقط یک چیز را خیلی خوب می دانم!
تو در خواب هم نمی دیدی من عاشقت شوم...
و تو هم خیلی بهتر از من می دانی
از خودت بهتر زیاد است آدم توهمی!
نبوده کسی که تا از او بهتری را نیابم
به حال خویشش بگذارم که خودم تنها بمانم
این جمله تا ابد در خاطرم هست
فراوان است دست بالای دست!




نوع مطلب :
برچسب ها :



درباره وبلاگ


بس که دیوار دلم کوتاه است .
هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد،
به هوای هوسی هم که شده
سرکی می کشدو می گذرد…


♥❦✿❤

رالـــــــــــــــــــــــــــــــ,
آبنبات چوبیـــــــــــــــــ,
گریه کردنـــــــــــــــــــ,
کتاب خوندنــــــــــــــــ,
رو لبه جدول راه رفتن,
با خدا حرف زدنـــــــــــ,
کتاب درسی آتیش زدن,
غروب آفتابـــــــــــــــــــــ,
هلاک کردن بعضیا

♥❦✿❤


فرداست که چشم باز کنی
و آن شکننده ترین را
که امانت بود
خرد شده
روی خاک پیدا کنی.
آن اتفاقی که به روی زمین افتاد دل من بود!
پای زخمی ات را دریاب دل من برگ نبود
دل من آینه بود !

♥❦✿❤

نبودنت را دارم با ساعت شنی اندازه می گیرم.
اكنون ...
یك صحرا گذشته است

مدیر وبلاگ : yegane .7514
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
********